سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
52
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
همراهان نيز در مقام خود نشستند . حاكم بالاخانه و سوارخانه هم همراه بود تا رسيديم به صابونچى كه از آنجا به بعد ديگر راهآهن ندارد . و از شُمَندُفِر پياده شده در درشكهها سوار شديم . پس از طى مسافتى به بالاخانه رسيديم . از شهر تا بالاخانه اگر با كالسكه تند بروند يك ساعت و نيم مسافت راه است . صحراى بالاخانه معدن نفت است . قريب دويست چاه در آن صحرا حفر نموده و از چوبها ، دستگاهى بر روى آن ساختهاند كه نفت از چاه مىكشند و با عرّادهها به شهر مىآورند . تقريباً روزى هشتهزار پوت نفت به شهر مىآورند . چاهها عميق است و با اسباب و آلات نفت را از چاه بيرون مىآورند . چاه تازهاى حفر كردهاند كه نفت زياد مىدهد . چرخ آهن بر روى آن نصب كردهاند كه اختيار بيرون آمدن نفت در دست خودشان باشد . لدى الورود بر سر همان چاه رفتم . چند درياچه در اطراف آن حفر كردهاند كه مملوّ از نفت است . پيچ چرخ را حركت دادند ، به فاصلهء كمى نفت غليان نموده از دهنه چرخ بيرون آمد و به طرف درياچهاى كه برابر آن بود فَوَران نموده ، مسافت ده ذرع را طى كرد . از قرارى كه معلوم شد ، روزى سى و دو هزار منات منافع آن چاه است . دهان اين چاه را اگر با چرخ آهن مسدود نكنند علىالاتصال نفت از دهنهء آن فَوَران خواهد داشت . بعد به كارخانه ديگر كه نزديك آن بود رفتيم . چرخها داشت كه نفت را با آلات و اسباب بيرون آورده تصفيه مىنمودند . آب آن را جدا نموده ، نفت خالص آن را به قوّت و فشار آن چرخ وارد لولههاى آهنينى مىنمودند كه در زمين نصب كردهاند و آن لولهها را تا كارخانه سوارخانه امتداد دادهاند . نفت را در آنجا سفيد كرده جوهر آن را مىكشند تا به كار سوزانيدن بيايد . و از آن كارخانه نيز لولههاى آهنين تا لب دريا نصب كردهاند كه جوهر نفت را وارد كشتى مىكنند و به هر كس هرقدر فروختهاند در آنجا تسليم مىنمايند و كار را بر بايع و مشترى سهل كردهاند . بعد از تماشاى معدن نفت ، سوار درشكه شده به سوارخانه آمديم . يك ساعت راه بود و در صحراى اطراف سوارخانه به مسافت چهرهزار ذرع مربع ، تمام زمين مملوّ از بخار نفت است كه به واسطهء مجاورت معدن نفت ، ابخرهء آن در خُلل و فرج اين اراضى مُحتبس شده ، به قدر يك چارك كه زمين را حفر مىكنند مُتصاعد مىشود و به اكسيژن هواى مجاور اراضى متصل گشته همين كه با كبريت آتش مىزنند ، آن بخارى كه فىالحقيقه گاز است به واسطهء